در فاصله ی یک وجبیم نشستی
انقدر چشمات گرمه که کولر دلم کم آورده . . .
کنارمی و به حرفام می خندی ٬
با اون صدات که می تونه ۵ تا دیوونه رو عاقل کنه.
انقدر لطیفی که نمی خوام حرفام روت خراش بندازه
اما
تو سیگار می کشی و من
می سوزم از حسادت
که سیگار طعم لبای تو رو چشید و
من هنــــوز در حسرتم. . .
PeGgEd Link نوشته شده توسط استفراغ .............................................. |
جشن تولد رفاقت رو چه با شکوه اجرا کردی
منم که هرجا کسی برام بادکنک هوا کنه موندگار میشم
به خیال ِ قشنگی تولدمون ، عاشق برق ِ کادوهای چشمات شدم که من رو هی مشتاق تر می کرد برای موندن.
موندم تو جشنت . . .
خواب بودمو خواب می دیدم
تو خواب کادوی چشمات رو دیدم که دادیش به من ، منم به خیال ِ این که کادوت خراب نشه یا کسی نبینه همون طوری گذاشتمش تو دلم

کاشکی همون اول بازش می کردم و می دیدم خالیه
عکس چشمات رو دادی ، که جشن تولدت رو با من به رُخ همه بکشی...
حالا من موندمو دل ِ خوش خیالم.
این دل که دیگه حالش از تولد بهم می خوره
دلی که همه انگشت کردن تو حلقش تا هرچی تولد دیده رو استفراغ کنه
دل خوشیم برق ِ چشمای رُبان پیچی تو بود...
به کیـ هدیه دادیشون ؟
PeGgEd Link نوشته شده توسط استفراغ .............................................. |
PeGgEd Link نوشته شده توسط استفراغ .............................................. |
خیلی وقته " بی خبر " رفتی
کاش خبرم می کردی
شاید اون وقت دیگه نیازی نبود "بی خبر" بری
حالا یه خبر من می خوام بهت بدم:
برای پیدا کردن خاطراتت
تا اعماق کله ام سفر کردم
هرچی گشتم نبود ... نگرد نیست!!
PeGgEd Link نوشته شده توسط استفراغ .............................................. |




