هوای چشمات بوی گند می ده....اوه ببخشید ٬ هوای گند بوی چشمات رو می ده
دوست دارم خفت کنم تا انقدر صدای قـشنگتو ٬ پرنده ها مفتی مفتی نشنون و کیف کنن..
کاشکی با مشت می زدم تو دهنت تا دندونات بریزه ٬ که من ازشون یه گردنبند درست کنم و بندازم گردنم تا همیشه به یادت باشم.
چی می شد اگه یه بار که داری ماچم می کنی همچین با پیچ گوشتی بکنم تو شکمت تا هر وقت دلت درد گرفت یاد بوسه های من بیفتی..
دوست دارم با تمام وجود وقتی داری حرف می زنی ٬ استفراغ کنم رو صورتـت تا بدونی چقدر حرفات از درون روی من تآثیر می زاره..
می خوام معـتادت کنم تا بفهمی که ٬ تو هرچی باشی بازم
دوست دارم....!
PeGgEd Link نوشته شده توسط استفراغ .............................................. |
گفتم : - اووونقه .. اوونقههههههه ( ترجمه = دکتر نيمه گمشدم کوش؟)
دکتر نامردي نکرد .
لنگامو گرفت و آويزونم کرد و براي اولين بار توي عمرم با کف دست محکم کوبيد روي باسنم .
دردم گرف .
براي اولين بار فهميدم براي پيدا کردن نيمه گمشدم بايد خيلي سختي ها و خيلي ضربه ها رو تحمل کنم .
هنوز که هنوزه جاي اون ضربه کف دستي دکتر روي برآمدگي پشتم مونده .
روزاي اول زندگيم مامان هي مي گف بگو مام مان .
بابا هي مي گف : بگو باب با .
منم که گوشم بدهکار نبود ... هي مي گفتم : اونقههههههه ( با شيش تا ه يعني : چقد شما الکي خوشين .)
کسي منو درک نمي کرد .
شبا مدام از شدت ناراحتي و عدم درک روحي خودمو خراب مي کردم و تموم قسمت پايين تنم مي سوخت .
اونقد بغض توي گلوم بسته بود که تا دو سه سالگي نتونسم حرف بزنم .
اولين کلمه اي که گفتم اين بود :
- کوش؟
آي اين مامان و باباي من مي خنديدند .
آي من حرصم در ميومد و دندون قروچه مي کردم .
اونا هم کم نمي آوردن و هي مي گفتن : بگو کوش؟
به قول شاعر : يکي مي مرد ز درد بي نوايي ..يکي مي گف خانم زردک مي خوايي ؟ ( همون مي خواهي )
من دلم يه گوله آتيش بود و اونا فقط به فکر اين بودن که من مثه يه ميمون نه ... مثه يه طوطي هي واسشون ادا در بيارم تا اونا از ته دل بخندن .
تو تموم چشا دنبالش بودم .
توي بغل هر کي مي رفتم اول توي چشاش نيگا مي کردم .
اونام مي گفتن : چه بچه ناززززي ... چقدر باهوشه ... وووواااااايييي .
چقدر که صورتم رو با روژ لب رنگي نکردن و من دم نزدم .
چقدر يواشکي از باسنم نيشگون گرفتن و من غريبانه گريه کردم و به کسي نگفتم .
چقدر قاقالي لیليامو ازم به زور گرفتن و من هيچي نگفتم .
همه اين بي رحميارو به خاطر پيدا کردن نيمه گمشدم تحمل کردم .
نصف شب که همه خواب بودن من تا صب ستاره ها رو نيگا مي کردم و اشک مي ريختم مامان که بيدار مي شد فک مي کرد باز اسهال شدم و کلي پودر او آر اس مي بست به نافم .
آخه من دردمو به کي مي گفتم .
توي همون روزاي بي کسي .
توي همون روزاي تهنايي .... چشام با چشاي ژيلا دختر عموم ماسيد .
اون يه سال و نيمه بود و من دو ساله .
يادمه اولين برخورد ما دم دستشويي بود .
هر دومون جيش داشتيم .
مامان من به مامان ژيلا گف : - پدرام جيشش خيلي تنده ... اگه ميشه من زود ببرمش و زود بيام بيرون .
مامان ژيلا قبول کرد .
ولي نيگاي من که توي چشاي عسلي و خوشگله ژيلا افتاد که پر از التماس بود نتونستم طاقت بيارم .
هرچي مامان هولم داد که برو تو بچه ... من واستادم و گفتم ...نههههههههه .
پاهامو به هم فشار دادم و خودمو نگه داشتم .
ژيلا اين از خود گذشتگي منو ديد و يه لبخند زد قده هوا .
همچين خوش به حالم شد .
مامانم مونده بود انگش به دهون که من چمه .
ژيلا که از دستشويي اومد بيرون اومد جلو و بوسم کرد .
لبامو بوسيد .
من ... من .... خشکم زد .
حس کردم ديگه تموم دوران بدبختيم و جستجوهاي بي سرانجامم تموم شده .
ولي ... يهو برق از چشام پريد .
براي بار دوم توي عمرم به خاطر عشق کتک خورده بودم .
بوسه ژيلا مهم ترين اثرش خراب کاري من توي شلوارم بود .
اصلا يادم رفته بود جيش دارم .
مامان زد پس کلم .
منم از شدت حرص جيشمو تا آخر توي شلوارم کردم و توي همين حالت از ته دل گريه کردم .
ازون به بعد تنها واژه اي که از دهن کوچولوم مي زد بيرون ( عمو ) بود . به هواي خونه عمو ...
بابام مي گف :
- پدرام خيلي عموشو دوس داره .
منم توي دلم مي گفتم : - آررههههه جون خودت ... عمو کيلو چنده ؟
مي رفتيم خونه عمو . بزرگترا مي شستن به چرت و پرت گفتن و دروغ و غيبت و گنده گوزياشون .
من و ژيلا دس همو مي گرفتيم و مي رفتيم توي حياط .
هر دو روبروي هم روي نيمکت مي شستيم و زل مي زديم توي چش هم .
- چه... باژي ... کنيم ؟ ( با لحن يه دختر ناز و تپل يه سال و نيمه )
- هر چي تو بگي ... ( با صداي يه پسر دو ساله ملوس )
بهد اون چش مي ذاش و من پشت درختا قايم مي شدم و وقتي دنبالم مي گشت من توي دلم قند آب مي شد و يه کاري مي کردم منو پيدا کنه .
بعد آي مي خنديديم ... آي مي خنديديم ...
گاهي وقتا من اونقدر به زور مي خنديدم تا خنده ژيلا تموم بشه که گلوم باد مي کرد .
يه بار يواشکي ... وقتي همه گنده ها ( ننه باباها) داشتن توي جشن عروسي يه يارويي مي رقصيدن من و ژيلا رفتيم توي حياط و من يه سيب سرخ بهش دادم ... اونم نيگام کرد ... آخ نيگام کرد ... بعد لپمو بوسيد .
بعد دويد توي خونه ... من موندم و جاي بوسه ژيلا روي لپم که مثه دلم تاپ تاپ مي کرد و مي سوخت .
تا اينجا دو بار بوسم کرده بود .
يه بار عزممو جزم کردم که ديگه حالا نوبت تويه ... ناسلامتي اون نيمه گمشده ته خره .( خره رو اونموقع بلد نبودم بعد اضافه کردم )
يه روز خونه عمو ... بعد از ظهر .. من و ژيلا توي حياط تهنا بوديم ... همه خواب بودن .
خودمو کشيدم کنار ژيلا و اول توي چشاش نيگا کردم .
چشاشو درشت کرد و با ترس بهم نيگا کرد .
- ميذاري بوشت کنم ؟
خنديد.
- نع ... بابام گفته ... به ... به ... پسرا بوش ندم .( اي عموي نامرد )
من لب پايينمو ورچيدم و خودمو کنار کشيدم .
ژيلا دلش بحالم سوخت .
- خب بيا ...
لپشو آورد جلوي لبم و چشاشو بست .
من ... يه جورايي هول شدم .
از جام بلن شدم و خواستم زرنگي کنم و لبشو ببوسم که يهو چشمتون روز بدنبينه .... پام سرخورد و افتادم روي ژيلا و اونم افتاد روي زمين .
صداي گريه ژيلا و از خواب پريدن بابا و عمو يه طرف ... صحنه افتادن من روي ژيلا و عدم تلاش براي پاشدنم از روي اون يه طرف .
و براي بار سوم کتک خوردم اونم براي عشق ... اينبار بابا گوشمو گرف و کشوندم توي اتاق .
- پسره ديوونه چيکارش مي کني دختره رو ؟
توي دلم گفتم چقدر فکر اين بابا ها خرابه ...
دو سه ماه گذشت .
يه روز که من و گنده ها رفتيم خونه صحنه اي ديدم که دل کوچولوم شيکس .
ژيلا با يه پسره انتيک مو خرمايي گرم گرفته بود و اصلا به من توجه نکرد .
- ژيلا ... مياي باژي ؟ ( با صداي يه پسر بچه دو سال و نيمه که احساس مي کنه شکست خورده )
- نع ... من دارم .. با .. سروش باژي مي کنم .( با صداي يه دختر بچه که خيلي پرروهه )
پسره انتيکه موخرماييه نيشش تا زير گوشش باز شد و برام زبون درازي کرد .
منم .. آي به هم ريختم .... آي حرصم دراومد .اون روز براي بار چهارم توي زندگيم بد ترين کتکو خوردم .
اونم به خاطر چي ؟ به خاطر شکستن سر اون پسر پررووهه با يه تيکه سنگ .
آي وقتي که سرشو با دو تا دس گرف و جيغ زد حال کردم و از ته دلم ذوق زده شدم . ولي کتکا خيلي ضد حال بود .
خلاصه ... از اون روز به بعد رابطه من و ژيلا تيره شد .
اون نيمه گمشده من نبود .
تقلبي بود .
...
از اون روز بيست و .... سال گذشته .
ژيلا الان يه بچه داره و شوهرشم همون بچه پرروهه موخرماييه که الان مثه کدو کچل شده .
ولي من ...
من بعد کتک خوردنهاي فراوان ...
بعد از جستجوهاي بي سرنجام متعدد ..
هنوز که هنوزه نتونسم نيمه گمشده مو پيدا کنم ...
من نيمه مومي خوام .. ( با لحن و صداي يه مرد بيست و .... ساله که انگشت سبابه اش تو دهنشه و داره اونو مي مکه )
PeGgEd Link نوشته شده توسط استفراغ .............................................. |
اون یکی حتی گوشش رو نزدیک دیوارم نمی یاره که نکنه چیزی بشنوه
به ساعتش فحش می ده ٬ که چرا انقدر تنبل شده!
اون یکی دلیلی برای نگاه به ساعتش نداره
فکر می کنه این فاصله رو با چه حسی بنویسه
اون یکی آدرس خونشونو پست چی هم نداره
شب تا صبح تو فکر رسیدنه
اون یکی صبح تا شب برای بقیه رسیدنه...
از بس هواسش پرته یادش رفته برای چی زنده است!!!
اون یکی تو فکر مرده هاست..
باباش دوست داره بچش به زندگیش فکر کنه
اون یکی به همه چی فکر می کنه جز زندگیه همون....
موقع خداحافظی لال شده
اون یکی می گه : از اولم اشتباه بود!!!
چه داستانی شده عاشقی با ورژن امروزی.....!
PeGgEd Link نوشته شده توسط استفراغ .............................................. |

از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به اين دنيا نميرسيد.
از همون اول كم نياوردم، با ضربه دكتر چنان گريه اي كردم كه فهميد جواب هاي،، هوي است.
هيچ وقت نگذاشتم هيچ چيز شكستم بدهد، پي در پي شير ميخوردم و به درد دلم توجه نميكردم!
اين شد كه وقتي رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهاي خودم بلند تر بودم و همه ازم حساب مي بردند.
هيچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد كه برم پاي تخته زنگ مي خورد. هر صفحه اي از كتاب را كه باز ميگردم جواب سوالي بود كه معلمم از من مي پرسيد.
اين بود كه سال سوم، چهارم دبيرستان كه بودم، معلمم كه من را نابغه مي دانست منو فرستاد المپياد رياضي!!!
تو المپياد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود ويكي از ورقه هاي بي اسم بود منم گفتم اسممو يادم رفت بنويسم!
بدون كنكور وارد دانشگاه شدم هنوز يك ترم نگذشته بود كه توي راهروي دانشگاه يه دسته عينك پيدا كردم، اومدم بشكنمش كه خانمي سراسيمه خودش را به من رسوند و از اين كه دسته عينكش رو پيدا كرده بودم حسابي تشكر كرد و گفت: نيازي به صاف كردنش نيست زحمت نكشيد اين شد كه هر وقت چيزي از زمين بر مي داشتم، يهو جلوم سبز ميشد و از اين كه گمشده اش را پيدا كرده بودم حسابي تشكر ميكرد.
بعدا توي دانشگاه پيچيد دختر رئيس دانشگاه، عاشق ناجي اش شده، تازه فهميدم كه اون دختر كيه و اون ناجي كيه!
يك روز كه براي روز معلم براي يكي از استادام گل برده بودم يكي از بچه ها دسته گلم رو از پنجره شوت كرد بيرون، منم سرك كشيدم ببينم كجاست كه ديدم افتاده تو بغل اون دختره! خلاصه اين شد ماجري خواستگاري ما و الان هم استاد شمام!
كسي سوالي نداره ؟؟؟؟؟؟؟
PeGgEd Link نوشته شده توسط استفراغ .............................................. |
از هرچی آدم نفهمه خوشم میاد ٬
چون هرچی بهشون توضیح می دی نمی گن "فهمیدیم" راستشو می گن....."نفهمیدیم"
اگه همه فهم این آدمای نفهم رو داشتن دیگه هیچ کسی توی زندگیش درجا نمی زد.
بازم همین نفهما هستن که باعث می شن "احمق ها" نمایان بشن (گرفتی چی می گم؟)
احمقانه ترین کار اینه که تظاهر به فهمیدن کنی...
حالم از هرچی این تیـپـیه بهم می خوره.!!!
PeGgEd Link نوشته شده توسط استفراغ .............................................. |
بعد فکر می کنم اگه دلم بخواد و دستم نخواد اون وقت چه خاکی باید به سرم بریزم؟؟!!پ
با کمن فشار به کله ی نازنین به این نتیجه میرسم که چرا بعضی ها بهم می گن دیوونه..
بابا آدم آسایش می خواد ٬ چرا انقدر مزاحم میشید...
تا میخوای بخوابی تلفن باهات کار داره
تا دوست داری یکم تنهایی با خودت حال کنی و یکم بری تو خاطرات بعد برینی به بعضی ها به یه سری دیگه فحش بدی... میبینی مادر محترم خونرو کرده کاروان سرا...
قربون این فک و فامیل با محبت برم که همیشه مارو تنها نمی زارن و هر هفته خونمون میان.
اگه فقط خودشون میومدن یه چیزی این طوله سگاشونم میارن دنبال خودشون واااااااااااااااااااااای
تا وقتی بچه بودن از جیغ و دادشون احساس کودک آزاریم گل می کرد بعدشم که جیغ زدنشون تبدیل شد به لاس زدن احساس شرمندگی از پدر مادرشون در من بیداد می کرد..
زندگی شده بود رفتن بیرون با فک و فامیل .. بیچاره سگم که از تُن صدای این جانوران بدجوری کم آورده بود... زوزه کشیدنم یادش رفته بود
خدار و شکر که بزرگ شدن خدارو شکر......!!!!!!
PeGgEd Link نوشته شده توسط استفراغ .............................................. |

پزشک خانوادگیمون انقدر احمق بود که نفهمید غذا نخوردن من دلیل علمی نداره..
باز مردک بی شعور برام قرص اشتها زائی نوشت!
دیگه از این همه حماقت خسته شدم و داد زدم:
اگه زنت قهر کنه بره اون موقع بازم قرص اشتها زا به خورد خودت می دی؟
بابام یه نگاهی بهم کرد....
دکتر یه نیش خندی زد.....
مادرم لبشو جوئید......
خواهرم ذوق کرده بود....
هوای چشمام دَم کرده بود....
که یه دفعه گوشیم زنگ زد!!!!
رو گوشیم نوشته: " همون "
حالا من موندمو نگاه بابا
دکتر بی جنبه
مادر غیرتی
خواهر فضول
و چشمهایی که می خندد...
یادش بخیر..
PeGgEd Link نوشته شده توسط استفراغ .............................................. |
نمي دونم اون كدوم گروه خوني بود كه به همه مي داد و كسي نبود كه بهش بده ، جز خودش. ولي خيلي شبيه .
به عنوان اولين سوال اگه حرفي مونده بفرمائيد ....
خودت را كه ببندي به گلوله ، كم كم به نظرت مي رسه كه چشماش بايد مژه هاي بلندي داشته باشه.
اينجا يك تيمارستان است ،
با سياهي لشكري كه سفيد پوشيده اند .
لكه ننگ يك پيمانه .... قتل من به دست خودم خودكشي محسوب مي شود .
انگار همين ديروز بود كه چخوف به من گفت ، وقتي دست ت را مي بري طرف دماغت ، يا بايد بخاراني اش ، يا بايد ببريش توي دماغت .
نفس باد صبا بالا نمي آيد ، شوك الكتريكي..... بيشتر .....
استفراغ هم براي خودش دنيايي دارد ، درست مثل اسهال .
PeGgEd Link نوشته شده توسط استفراغ .............................................. |

نمی دونم تو بچگیم
چه شیری بهم دادن
که تا ۱۸ سالگی
دهنم بو می داد!!
PeGgEd Link نوشته شده توسط استفراغ .............................................. |
می اندیشم که گناه تکرار تجربه هاست و شیطان از دریچه ی صدفی پوسیده سَرک کشید و گفت:
خداوند اداره ی جهان را به انسان سپرده...!!
PeGgEd Link نوشته شده توسط استفراغ .............................................. |
بی تو مهتاب شبی ٬ از خواب پریدم!
نمی دونم چِـم شده بود...
احساس کردم یکی از تو کلم داره دَر می زنه...
مغزم تو دریای مزخرفاتِ دوست داشتن داشت غرق می شد!
نمی دونم کدوم احـمقی این کلمه رو بار اول گفته
هر کی بوده خـودشم پشـیمونه.
آدم از بی کسی دل به حـوا بست..
حـوا فقط برای بی کسی آدم آفریده شده بود؟؟؟
چه داستان مسخره ای!
آدم اگه آدم بود ،
خودشو "جمع" می کرد تو بی کسی هاش ، تا کسی اونو از خوشی هاش " کم"
نکنه.
چه معادله ی بی جوابـیه این دوست داشتن!!.
ولی چه می شه کرد...
بی خیال شـو از همه ی اَراجـیفم ... بزن زیر آواز تا قدِ دوست داشتـنت بلند بشه...
بی تو مهتاب شبی از آن کوچه کی گذشتم که این بار دومم باشه .!!!
PeGgEd Link نوشته شده توسط استفراغ .............................................. |




